Quantcast
Channel: مشاوره تحصیلی –استراتژی موفقیت , محمد گنجی
Viewing all articles
Browse latest Browse all 257

در عربی چگونه مفعول راپیداکنیم؟ حسن هشترودی

$
0
0
روش متدیک در حل تست های عربی(مقاله سوم:چگونه مفعول راپیداکنیم؟)

                                                                      به نام خداوند بخشنده مهربان

روش متدیک در حل تستهای عربی کنکور

مقاله سوم : چگونه مفعول به را پیدا کنیم ؟

نویسنده : استاد حسن هشترودی

روزی شخصی از روزگار پرسید چگونه است که در چرخ و فلک تو گروهی بالانشینند و گروهی پایین نشین . .!  روزگار لبخندی زد وگفت نگران نباش “چرخ و فلک می چرخد” .

تواین هوای سرد زمستونی سلام گرمم رو به گرمی پاسخ بدید که سخت هممون به ها های گرمای همدیگه نیازمندیم…خوبید خوشید روبه رشدید ایشالله ؟!…خب امیدکه بهترم بشید .. اوضاع درس و مدرستون میزون هست یا بازم غرغرو بهانه گیری و چه کنم چه کنم و فلان وبهمان…درهرصورتی که باشید الان بااین زنگ عربی همتون رو سرحال سرحال می کنم…فقط لطفا توجهتون روبه من کنید    تمرکز کنید     چندتا نفس عمیق بکشید     شرایط رو مهیا کنید   مثل نور کافی   برطرف کردن عوامل حواسپرتیتون  خاموش کردن موبایلتون      یاشایدم کمی استراحت و….       بریم ؟؟  آماده شدید ؟؟..   هروقت اکی بودید برید وادامه مطالب روبخونید وتمریناتش رو انجام بدید….  .لطفا درغیر این صورت ازخوندن ادامه مطالب صرف نظر نمایید…….ممنون از همکاریتون..

.

.

.

۱) مفعول به (یاهمون مفعول خودمون) همیشه منصوب است …منصوب یعنی اینکه

الف) آخرش فتحه یا تنوین نصب (دوتا فتحه بالای حرف آخر کلمه) دارد…مثل  ” شاهدت فاطمه سیاره ” فاطمه فاعل است پس مرفوع است پس آخرش ضمه قرارمی دهیم / سیاره مفعول ومنصوب است وچون نکره است روی “ه” تنوین نصب قرار میدهیم..

نکته خیلی مهم :

سوال : بچه ها اصلا می دونید کی باید آخر یک کلمه تنوین بزاریم وکی نباید تنوین بزاریم؟

جواب : اولا یادتون باشه که تنوین هیچ وقت با افعال نمی آید یعنی اگه شما کلمه ای رادیدید که تنوین دارد سریع بگید که آن کلمه اسم است نه فعل……ثانیا تنوین سه جوره  اگه دوتا فتحه ای باشه میگیم “تنوین نصب”  اگه دوتا کسره ای باشه میگیم ” تنوین جر”  واگرهم به شکل دوتا ضمه ی رو هم اومده باشه میگیم ” تنوین رفع”……ثالثا تویه اسم هیچ وقت تنوین با “ال” تعریف ( یا ال معرفه ساز ) همزمان وبا هم نمی تونند بیایند.. یعنی این اسم مورد نظر ما یاباید اولش ” ال” اومده باشه ( مثل السیاره ) یا آخرش تنوین اومده باشه ( مثل سیارهّ ) ….خب بااین مقدمه حالا بریم سراغ جواب سوال.

یک اسم در موارد زیر نباید تنوین بگیرد :

۱) وقتی “ال” تعریف دارد. (هراسمی که با ال شروع شود مثل المدرسه البنت المعالی ..)

۲) وقتی مضاف باشد یعنی بعدش ضمیری یا اسمی آمده باشد که نقش مضاف الیه گرفته باشند .

 ۳) وقتی غیرمنصرف (که اسامی دیگش عبارتند از  ممنوع من الصرف / مالاینصرف / لایقبل التنوین ) باشد.(برخی از اسامی غیرمنصرف عبارتند از : اسامی شهرها و کشورها / اسامی خانم ها / اسامی غیرعربی مثل داریوش فرعون عیسی موسی/ اسامی بروزن مفاعل و شبیهش مثل مدارس مشاهیر فواید / اسامی بر وزن افعل مثل اکبر اصغر اصعب اجمل )

۴) وقتی که مبنی باشد.( این اسامی راپایین توضیح دادم)

نگاه کنید مثلا توترکیب اضافی ” تلمیذ المدرسه ” ماحق نداریم به تلمیذ تنوین بدیم چون مضاف شده  ماحق نداریم به المدرسه تنوین بدیم چون با ال اومده…از طرفی اتفاقا باید توترکیب وصفی  ” تلمیذ مودب ” حتما به هردوتااسم تنوین بدیم چون هیچ کدوم از شرایط فوق روندارند…

ب) به آخراسم “ین” چسبیده باشد ..دقت کنیم که وقتی آخر اسمی “ین” باشد این اسم یا درحالت نصبی است یادرحالت جری..واین که کدامیک از این دو مورد است بستگی به این دارد که اسم مورد نظر در جمله چه نقشی گرفته است ( مثلا اگر چنین اسمی مفعول باشد می گوییم “ین” آمده نشانه نصب بودن آن است اما اگر مضاف الیه باشد یا پس از حرف جر آمده باشد حالا می گوییم “ین” آمده نشانه مجرور بودن اسم مورد نظر است.) به این مثالها دقت کنید : “شاهدت فاطمه المعلمین” (فاطمه معلم ها را دید) دراین جا چون “شاهدت” فعل متعدی است پس  نیازمند مفعول به منصوب است بنابراین وجود “ین” در اسم “معلمین” نشانگر حالت نصبی اسم است…” سلمت فاطمه علی المعلمین”(فاطمه به معلم ها سلام کرد)  دراین مثال اسم “المعلمین” پس از حرف جر “علی” آمده است وبنابراین نقش آن مجرور بحرف جر است پس می توان نتیجه گرفت که وجود “ین” درپایان این اسم نشان دهنده حالت جری آن است نه حالت نصبی آن…..نکته مهم دیگر درباره “ین” این است که ممکن است آخر اسمی “ین” آمده باشد ولی اصلا معنای منصوبی یا مجروری ندهد چراکه نون در”ین” جز خود کلمه بوده است نه زاید برآن مثلا در کلمه ” سلاطین” درست است که آخر کلمه به “ین” ختم شده است ولی وقتی دقت می کنیم می بینیم که این اسم جمع مکسربوده ومفردش “سلطان” است بنابراین نون مال خود کلمه است کلمه ای مانند “مساکین” نیز دقیقا این گونه است ومفردش”مسکین” است..حالا اینهارا مثلا مقایسه کنیدبا کلماتی مانند ” مومنین  معلمین  مسلمین ”  چنانچه واضح است این کلمات مفردشان به ترتیب ” مومن  معلم  مسلم” بوده است ونون در”ین” ازآن خودکلمه نبوده وزایدبرکلمه می باشد..به این ترتیب یادگرفتیم که “ین” زمانی نشان دهنده منصوب یا مجروربودن اسم است که نونش زایدباشد.

ج) دراسامی ” اب  اخ  ذو ” همراه با “الف” می آید… این سه اسم (البته به همراه دو اسم “حم  فم”) به اسامی خمسه معروفند….این اسامی وقتی درنقش مفعولی ظاهر می شوند با الف نمایش داده می شوند به این شکل ابا  اخا  ذا …البته مشروط به سه شرط…مفردباشند   مضاف الیه داشته باشند    مضاف الیه شان ضمیر “ی” نباشد..بااین سه شرط اگر نقش مفعول به بگیرند آنگاه علامت نصبشان “الف” خواهدبود به این مثالها توجه کنید: شاهدت فاطمه اباک( فاطمه پدرت رادید) چنانچه می بینید “اب” جزء اسامی خمسه است اتفاقا هرسه شرط فوق رانیز داراست به همین خاطر وقتی درجمله نقش مفعول منصوب گرفته است نشانه ی نصبش “الف” است..حالا به این مثال توجه کنید : شاهدت فاطمه ابوین(فاطمه دوپدری رادید) حالا شرط اول درمورد کلمه “اب” رعایت نشده است چراکه قراربود “اب” مفرد باشد وحال آنکه به شکل مثنی آمده است( ین کسره دارآخراسم نشان دهنده مثنی یا دوتایی بودن کلمه است مثلا “تلمیذ “یعنی یک دانش آموز اما “تلمیذین “یعنی دو دانش آموز) لذا اینجا نمی توانیم نشانه نصب رابا الف نمایش دهیم..ومثالی دیگر : شاهدت  فاطمه الاباء(فاطمه پدران رادید) بازهم اینجا شرط اول رعایت نشده است چراکه اسم “اب” به شکل جمع مکسرآورده شده است نه مفرد!! پس بازهم اینجا نمی توانیم نشانه منصوب بودن رابا “الف” نمایش دهیم…حالا مثالی دیگر : شاهدت فاطمه الاب(فاطمه پدررادید) دراینجا شرط دوم ازشروط سه گانه رعایت نشده است یعنی اگرچه برمبنای شرط اول لازم بوده “اب” مفرد بیاید که آمده اما برمبنای شرط دوم لازم بود که مضاف الیه هم داشته باشد درحالی که می بینیم چنین اتفاقی نیوفتاده است و”اب” تنها آمده است.بازهم اینجاهم گرچه نقش کلمه”اب” مفعول ومنصوب است لاکن حق نداریم نشانه منصوب بودنش را با “الف” نشان دهیم ومثلا بگوییم “شاهدت فاطمه ابا” نه این کاملا غلط است(نشانه نصب دراین حالت فتحه بالای حرف “ب” درلفظ”اب” خواهدبود)

د) دراسامی جمع مونث سالم نشانه نصب کسره ایست که درآخرکلمه ظاهر می شود…حتما ازمن هشترودی دارید می پرسید که چه اسمی جمع مونث سالم است؟ به طورکلی اگر اسمی به ” ات” ختم شود می گوییم آن اسم جمع مونث سالم است به شرطی که “ت” جزء خود آن اسم نباشد یعنی زایدباشد مثلا این اسامی همگی جمع مونث سالم اند ” معلمات مومنات مسلمات ممرضات ” چراکه مفردشان به ترتیب “معلمه مومنه مسلمه ممرضه” همانطوریکه می بینید حرف “ت” دراین اسامی زاید است وجزء مفرد کلمه به حساب نمی آید  اما حالا به این اسامی توجه کنید ” ابیات اوقات اصوات ” مفرداین اسامی به ترتیب عبارتند از”بیت وقت صوت” چنانچه می بینید حرف “ت” دراین اسامی جزء مفرد کلمه است وزایدنیست پس این اسامی نمی توانند جمع مونث سالم باشند بلکه اینها جمع مکسرند یااسمی مثل “نبات” گرچه به “ات” ختم شده اما این کلمه اساسا جمع نیست که حالا بخواهد جمع مونث سالم باشد این کلمه مفرداست به معنی “گیاه”..خب بااین توضیحات مقدماتی حالا می گوییم اگراسمی جمع مونث سالم باشد ودرحالت منصوبی قراربگیردفتحه نمیگیرد بلکه کسره می گیرد..نگاه کنید مثلا دراین عبارت شاهدت فاطمه التلمیذات(فاطمه دانش آموزان رادید) ..تلمیذات نقش مفعول راگرفته است حالا سوال این است که این منصوب بودن را چگونه نمایش می دهد..بله درست است باکسره ای که زیر حرف “ت” درلفظ “التلمیذات” می گذارد..خب این هم یک نشانه برای منصوب بودن..عجب پس گاهی اوقات کسره میتواند نشانه منصوب بودن باشد!!

ه) دراسامی مبنی می گوییم علامت منصوب بودن محلی است…اول ببینیم چه اسمهایی مبنی اند :

۱) ضمایر چه ازنوع منفصل وجداباشند( مثل هو هی هم انت انا …) چه ازنوع متصل وچسبیده باشند( مثل ه ها ک کن ی نا…)

۲)اسامی شرط مثل ” ما(هرچه)  من(هرکه)  اینما(هرجا)  متی ما(هروقت)  مهما(هرطور) “(دقت کنیم که ” ان ” به معنی “اگر” حرف شرط است نه اسم شرط ومی دانیم هم که حروف هیچ نقشی نمی گیرند پس تبعا منصوب بودن هم برای آنان طرح نمی شود)

۳)اسامی استفهام یا پرسشی مانند ” کیف(چگونه)  ما(چه چیزی)  من(چه کسی)  متی(چه زمانی)  لماذا(چرا)  این(کجا) ” ( توجه کنیم که “هل” و ” أ ” هردوحرف استفهام هستند نه اسم استفهام..یادتون باشه من یعنی خودم حسن هشترودی دارم بهتون گوشزد میکنم که تنها اسم استفهامی که مبنی نبوده بلکه معرب است لفظ ” ای ” به معنی “کدام” است)

۴)اسامی موصول مثل ” من(کسی که)  ما(چیزی که)  الذی  التی  الدین  اللاتی”..حواستون باشه ها که توموصولات مثنی هاشون معربند نه مبنی پس به “اللذین اللذان  اللتین  اللتان” نگید محلا ها…

۵)اسامی اشاره یا ضمایراشاره مثل ” هذا هذه ذلک تلک هولاء اولیک”…تواین جاهم مثل موصولات باید حواسمون جمع باشه چون مثنی های اشارات هم معربند نه مبنی…پس لفظ محلا رابه این اشارات منتسب نکنید : هذان هذین هاتان  هاتین

خب پس فهمیدیم پنج دسته از اسامی مبنی هستند..حالا یادمی گیریم که اگه یکی ازاین موارد منصوب شد حرکتی یا حرفی چیزی به آخرشون اضافه نمی کنیم بلکه فقط می گیم “محلا منصوب” و خلاص!  باین مثالها توجه کنید : شاهدت فاطمه تلک المعلمه( فاطمه آن معلم رادید) لفظ “تلک” نقش مفعول منصوب گرفته است دراین جا چون “تلک” مبنی است علامت منصوب بودن خاصی نداردوصرفا میگوییم “تلک” مفعول منصوب باعراب محلی یا محلا منصوب… .(دقت کنید شاید فردی ازشما الان بگوید که پس نقش “المعلمه” چیست؟..بچه ها به این نکته گوش کنید: ” اگر پس از اسم اشاره اسم ال داری بیاید نقش آن اسم ال دار “تابع” است واعرابش کاملا بسته به اعراب اسم اشاره قبلش است بااین توضیحات تومثال ما چون تلک اعراب نصبی گرفته پس اعراب المعلمه هم نصبی خواهدبود لذا روی ه یک فتحه قرار میگیرد) …شاهدتها فاطمه فی المدرسه(فاطمه اورادرمدرسه دید)  ..تواین مثال مفعول ما به شکل ضمیری اومده..خب از طرفی هم میدونیم که ضمایر همگیشون مبنی هستند ومبنی ها هم اعرابشون محلی است پس به راحتی میگیم اعراب ضمیر ” ها ” مفعول منصوب محلا است…چیز دیگه ای که ازاین مثال فهمیدیم اینه که مفعول می تونه هم به شکل یه اسم بیاد وهم می تونه به شکل ضمیرمتصل به فعل بیاد تواین حالت به این ضمایر می گیم ” ضمایر متصل نصبی ” که عبارتند ار ” ه  هما  هم  ها  هما  هن  ک  کما  کم  ک  کما  کن  ی  نا ” در نتیجه بچه ها دقت کنید من هشترودی دارم به شما میگم دقت کنید اگه به فعلی یکی ازاین ضمایر چسبیده بود دوتا نتیجه بگیرید  اولا نقش این ضمایر مفعول منصوب محلا است  ثانیا فعلی که به این ضمایر چسبیده متعدی است..

و)علامت منصوبی دراسامی مقصور تقدیری است… اگه موافقید اول ببینیم چه اسمایی مقصور به حساب می آیند…به طورکلی اسامی که  به الف ختم شوند مقصورند(چه مفردباشند چه جمع باشند) البته لازمه که دقت کنیم وقتی می گیم الف منظورمون هم الف عادیه ( ا ) وهم الف مقصوره ( ی ) ..مثلا این اسمها همگی اسامی مقصورند : الهدی  الدنیا  الفتی  الهدایا  الکبری…خب  بچه ها اگه این تیپ اسامی درحالت منصوبی قرار بگیرند( یعنی مثلا مفعول منصوب شوند ) نباید به آخرشون چیزی مثل فتحه قراربدهیم وفقط کافیست بگیم که “تقدیرا منصوب “…البته ممکن است این اسامی بدون “ال” ودرحالت نکره ای ظاهر شوند  تواین حالت به آخر شون  یه تنوین نصب بی خاصیت قرار می دهیم اینکه می گوییم بی خاصیت دقیقا به این معنااست که اصلا این تنوین نشانه منصوب بودنشون نیست وفقط وفقط قیافشون رو نشون می ده همین وبازهم در این حالت اعرابشون همچنان “تقدیرا منصوب ” خواهد بود…به این مثال دقت کنید : شاهدت فاطمه الفتی( فاطمه  جوانمرد را دید) تواین عبارت توترکیب کلمه ” الفتی ” کافیه بگیم ” مفعول منصوب تقدیرا ”  حالا اگه الفتی به شکل فتی اومده باشه بازهم ترکیبش همون قبلیه میشه فقط از حیث قیافه روی حرف ” ی ” یدونه تنوین نصب قرارمی دیم. البته چون فتی حالا نکره است پس توترجمش میگیم “فاطمه جوانمردی رادید”

خب عزیزان من اینها نشانه ها ونامگذاریهای حالت منصوبی تو مفعول به بود که خدمتتون گفتم…پس وقتی میگیم فلان نقش( مانند مفعول به ) منصوب است بسته به این که چه جور اسمی مورد نطرمون باشه ممکنه به یکی از نشانه های ششگانه فوق منصوب بوده باشه…حالا زمانش که بریم سراغ مورد بعدی تو بحث ” مفعول به ” :

۲) جایگاه مفعول به در جملات کجاست؟ آیا مفعول در جمله همیشه جای مشخصی دارد ؟

اولا یادمان باشد که نقش مفعول به در جملات فعلیه می آید نه اسمیه ثانیا فعل جمله فعلیه ما باید متعدی باشد نه لازم…این که حالا از کجا باید بفهمیم که فعلمان متعدی است یا لازم راه ها وروشهای متفاوتی دارد که در اینجا به چندتایی از آنها اشاره میکنم …:

الف) اگردر جمله ای مفعول به آمده باشد پس حتما فعل ما متعدی بوده است حتی اگر آن فعل در خارج از جمله مذکور لازم باشد مثلا فعل ” جاء ” به معنی “آمد” بوده وبنابراین لازم است چراکه “چه چیزی را آمد / چه کسی را آمد” معنی نمی دهد  حالا به این جمله توجه کنید : ” جاووا اباهم عشاء یبکون ” ( شب هنگام نزد پدرشان آمدند درحالی که گریه می کردند) دراین آیه شریفه نقش لفظ  ” ابا” مفعول ومنصوب است وقبلا هم گفتیم که اگر اسامی خمسه مثل “اب” درحالت منصوبی قرار بگیرند لازم است به شکل ” ابا ” نوشته شوند..خب در این جمله مفعول داریم پس لازم است فعل را متعدی بگیریم نه لازم !

ب) اگر به فعلی یکی از ضمایر متصل نصبی ( ه هما هم ها هما هن ک کما کم ک کما کن ی نا) متصل شود دونتیجه می گیریم اول این که نقش این ضمایرمفعول منصوب محلا است ودوم این که فعل متعدی است مثلا ” شاهدتهم فاطمه ” ( فاطمه آنان را دید)   /  ” “علمنی ” ( به من یاددادی = مرا یاددادی )…در این دومثال ضمایر ” هم / ی ” مفعول محلا منصوب اند ونیز افعال ” شاهد / علم ” نیز متعدی اند.

ج) اگر فعلی در یکی از بابهای ” افعال تفعیل مفاعله ” باشد متعدی است بجز برخی از افعال مانند: انصت ( ساکت شد )  آمن (مومن شد = ایمان آورد)  امطر(بارید)  افلح (رستگارشد) / فکر ( فکرکرد) / شارک ( مشارکت کرد) هاجر( مهاجرت کرد) سافر(مسافرت رفت)

افعالی که درباب انفعال هستند همیشه لازمند مانند ” انکسر انفجر انصرف  انبسط انقبض “

سایر افعال درسایر بابها لازم یا متعدی بودنشان قابل پیش بینی نیست ولازم است درجمله ای که آمده اند بررسی شوند..مثلا استکبر ( نافرمانی خداکرد) لازم است اما استغفر(طلب بخشش کرد) متعدی است گرچه هردو درباب استفعال هستند.

بااین توضیحات حالابرویم سراغ جای مفعول به در جملات

۱) بعداز فعل و فاعل مانند ” شاهدت فاطمه رجلا( فاطمه مردی را دید) / شاهدنا ک “( تورادیدیم)

۲) بین فعل و فاعل  مانند ” شاهد هم النبی( پیامبر آنهارا دید)  / جاهد ک الاعداء “(دشمنان باتوحنگیدند)

۳) قبل از فعل وفاعل  مانند ” ایاک نعبد وایاک نستعین( فقط توراعبادت می کنیم وتنها ازتو یاری می جوییم)ُ / ایای فاعبدونی ( پس فقط مرا عبادت کنید )  به طور کلی در دوحالت ممکن است مفعول قبل از فعل و فاعل بیاید  یکی زمانی است که در جمله یکی از ضمایر منفصل نصبی ( ایاه ایاهما ایاهم ایاک ایاکم ایانا و…) آمده باشد ویکی هم زمانیست که مفعول به شکل یک اسم قبل از فعل متعدی آمده باشد مانند این عبارت ” ما تنفقوا فی سبیل الله یضاعفکم الله ” (هرچه را که در راه خداوند انفاق کنید خداوند برای شما دوبرابر می کند)  .. چنانچه واضح است” تنفقوا ” متعدیست ( انفاق می کنید) و اسم شرط ” ما ” که قبل از آن آمده است مفعول مقدم این فعل می باشد..

۳) به چه افعالی افعال دو مفعولی می گویند ؟ چرا ؟

ادامه مباحث در جلسه آینده    توصیه می کنم هرچندوقت یکبار مجددا مطالبی را که خوانده اید دوباره بخوانید چون هرچند وقت یکبار دوباره بروز رسانی می کنم واحتمالا تستی  سوالی  یانکته ای دیگر درلابه لای آنها خواهم کذاشت ووو.

نوشته در عربی چگونه مفعول راپیداکنیم؟ حسن هشترودی اولین بار در آموزش- فیزیک-کنکور-محمد گنجی پدیدار شد.


Viewing all articles
Browse latest Browse all 257

Latest Images

Trending Articles